أحمد زيني دحلان ( مترجم : همتى )
60
فتنه وهابيت ( فارسى )
بوديد بيش از اينها بود ، او جواب داد : اينها همه آن چيزى است كه در نزد پدرم يافتم زيرا پدرم همهء اشيايى را كه از حرم و حجره برداشته بود براى خود نگه نداشت بلكه بزرگان عرب و اهل مدينه و شريف مكه و ديگران نيز از او چيزهايى از آنها را گرفتند . پس پاشا به او گفت : درست مىگويى زيرا ما بخشى از آن اشياء را نزد شريف غالب پيدا كرديم . آنگاه عبداللهبن سعود را به مركز خلافت فرستاد و ابراهيمپاشا در ماه محرم سال 35 از حجاز به مصر بازگشت و اين بعد از ويران گشتن شهر درعيه بود كه بهطور كلى خراب و ويران گشته بود ، بهطورى كه ساكنان آن شهر را ترك كرده بودند و چون عبداللهبن سعود به مركز خلافت عثمانى رسيد در ماه ربيعالاول او را در اطراف شهر گرداندند تا مردم او را ببينند و سپس او را در باب همايون و پيروانش را در نواحى مختلف به قتل رساندند . اين حاصل داستان وهابيان بود كه در كمال فشردگى